تبليغاتX
معماری و شهرسازی برای دانشجویان

معماری و شهرسازی برای دانشجویان

هنر -معماری و شهرسازی

خانه بروجردی ها - کاشان

 

قدمت خانه طبق کتیبه موجود به 1292هجری قمری باز میگردد (حدود 132سال پیش ) و صاحب اولیه آن حاج سید جعفر نطنزی است  در این خانه بیش از 150 بنا و گچ کار و آینه کار و دیگر هنر مندان برای مدت 18 سال کار کردهاند این خانه شامل قسمتهای دوگانه اندرونی و بیرونی بوده که دارای حیاطی کشیده است که در دوسر آن دو مجموعه فضایی مهم واقع اند که نسبت به دیگربخش های خانه از ارتفاع بیشتری برخوردارند و قسمت بیرونی آن مورد بحث است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 16:9  توسط کیانوش لاری  | 

بحران هويت درشهرها :

 

دكتربامدادرحيم حيدري

عضوهيات علمي گروه جغرافياوبرنامه ريزي شهري دانشگاه تبريزوعضوانجمن بين المللي محققين توريسم آنتاليا 

         شهرهمواره درنزدفيلسوفان ،انديشمندان ومحققان به عنوان پديده اي جديد كه انسان راازجوهراصيل خوددورمي سازدواورادرچارچوب روابط عقلاني خشك ابزاري وحسابگري قرارمي دهدمدنظربوده است.درچنين شرايطي كه حتي نزديكترين همسايه هانيزغريبه اندبديهي است كه عرصه هاي نيمه عمومي ونيمه خصوصي ناپديدگردند.زيرازندگي مادرهسته خانواده ودرون عرصه خصوصي وپنهان ازاغيارمي گذردويابه شتاب درميان عرصه عمومي جريان دارد.دراين ميان وسايل ارتباطي وفناوري اطلاعات درست برخلاف نام خودبه نوعي درجهت تضعيف روابط انساني گام برداشته اند.درچنين شرايطي احساس غريبگي ،تنهايي ورهاشدگي درافرادچندان هم دورازانتظارنيست.ازمهمترين تبعات اين غريبگي بي تفاوتي شهروندان نسبت به سايرين ونسبت به محيط زندگيشان است.

       غريبگي وازخوديگانگي انسان درمحيط شهري راعدم انطباق فرم،عملكرد وفضادرمحيط كالبدي تشديدمي كند.اين عدم انطباق رامي توان درمواردزيرجستجوكرد : 

  1. استقرارغلط كاربري هادرفضاهاواطراف آن
  2. اندازه نامناسب فضاهاي عملكردي پياده روها
  3. عدم هماهنگي وارتباط لازم فرم فضاهاباعملكردخاص آنها
        توسعه وگسترش ساخت وسازهاي جديد وگسترش شبكه پيچيده فضاها، فرم هاوعملكردهاي شهري درچارچوبي ناهماهنگ وناهمخوان، احساس گيج كننده ومشوشي رادرشهرنشينان پديدآورده است كه بيگانگي و انزواراعمق مي بخشد.شهرنشيني درچنين شرايطي مي تواندبه نوعي شوك روحي ورواني تعبيرگردد.شوكي كه براي انسان شهرنشين راهي جز سازگاري وتطابق روحي ورواني بامحيط شهري نمي گذارد.

        درسطح كلان تماميت شهروكليت آن مي تواندنمادهويت افرادباشد.اما اگر انسانهانتوانندازمفهوم شهرنمادهويت وتعلق رادرخوداحساس كنندمي كوشندهيت رادرسطوح پاينتروخردترآن بيابند(مثلادرمكانهاي محلي).لذامي توان گفت انسانهاي شهرنشين باهويت محلي وقوي دچارنوعي پارادوكس هستند.ازيك سوهمبستگي دروني بالايي دارندوازسوي ديگرداراي همبستگي بيروني چنداني نسبت به محيط خارجي خودوتماميت شهري نيستند.به عقيده زيمل اگرچه ساكنان شهري باافرادزيادي سروكاردارندامادر نهايت فرداحساس غريبگي وناآشنايي مي كندچراكه اوتنهارابطه عقلايي باديگران برقرارمي كندونه رابطه حسي وعاطفي.

       هنگامي كه ازشهرومكان شهري سخن به ميان م آيديكي ازابدايي ترين تصاويري كه ذهن انسان ترسيم مي كنددرهمتنيدگي بافت روابط اجتماعي حاكم برآن است.لازم به ذكراست كه اين درهمتنيدگي هم معطف به كالبدشهراستوهم به روابط ميان ساكنان آن.دراين زمينه فقدان عوامل ايجادكنده انقطاع درمحلات شهري نظيرخيابان كشي هاي جديد،تعريض هاي حساب نشده وياساخت وسازهاي بي برنامه نامتجانس بابافت شهرشرط لازم محسوب مي شود.شكل گيري توام فضاهاوتوده هاي يك محله شهري نيزگامي موثردراين راستابه شمارمي رود.بهره گيري ازتوالي نيزگامي درجهت رسيدن به وضوح كالبدي درمحلات شهري است.البته بايدگفت ناواناي محلات شهري هميشه ناشي ازدرهم ريختگي وعدم وضوح آن نيست بلكه گاه يكنواختي بش ازحدمنجربه ازبين رفتن وانايي مي شود.براي پرهيزازاين يكنواختي وجودوجوه تمايزميان كالبدهاي مشابه امري ضروري است.

       همچنين ايجادحس تعلق درساكنان نسبت به شهرگامي اساسي براي حركت به سوي شهري سالم وپايدارمي باشد.براي دستيابي به اين حس تعلق وجودهمبستگي ميان ساكنان اهميت فراوان دارد.براين اساس حفظ وتقويت عوامل خاطره انگيزابزاري است براي پيوندزدن ساكنان به محيط شهري وعميق تركردن احساس تعلق خاطربه آنها.

      عامل ديگردراين زمينه مشخص بودن حدودوثغورشهراست.طبيعتاكسي نمي تواندخودرابه بافتي كه ازهرطرف گسترش مي يابدمتعلق بداندوآنراامن احساس كند.ضمن اينكه ين توسعه وگسترش بي اندازه مشكلات كالدي زيادي رابراي شهربوجودمي آورد.

      البته بايدگفت كه راهكارهارهاي ديگري نيزبراي هويت مندوانساني كردن فضاهاي شهري وجودداردكه تنهابه طورمختصربه مهمترين آنهاپرداخته شدكه بوسيله آنهامي توان ازبروزعوارض ناشي ازبحران هويت درشهرهاتاحدودي جلوگيري نمودياآنراكنترل كرد.براساس مباحث مطرح شده پديده شهرنشيني درجامعه كنوني مابه دنبال خودمسائل آسيب شناسي فراوان وپيچيده اي رداشته است كه مديران شهري راباعرصه هاوحوزه هاي جديدي مواجه مي سازد.عرصه هايي كه غالبامبهم وناشناخته اند.

    فضاهاي شهري وهويت شهر :

            شهربي هويت يكي ازبزرگترين معضلاتي است كه انسان امروزي دربسياري ازنقاط جهان باآن دست به گريبان است.زندگي دراين گونه شهرهاباعث سردرگمي واضطراب و تشويش مي شودوانسان نمي تواندنسبت به آن احساس تعلق كند.اگرفضاراگستره اي بازو انتزاعي ببينيم مكان بخشي ازفضاست كه بوسيله شخصي ياچيزي اشغال شده است وداراي بارمعنايي وارزشي است.حس مكان مي تواندمنجربه ايجادتعلق خاطردرافرادونهايتاثبات و  ماندگاري اجتماع درشهرشود.

          حس مكام فضاراازحالت عام ويكسان براي همه مي رهاندوآنرابه نقطه اي خاص براي مخاطبانش تبديل مي كند.هويت مكاني پيوندنزديكي باهويت شخصي پيدامي كندمن اينجاهستم حكايت ازمن هستم مي كند(مدني پور،1379).

            بدون شك يكي ازراههاي ايجادهويت براي شهركه بازمان ومكان كنوني آن نيز تناسب داشته باشدساخت فضاهاي عمومي درشهراست.ترانسيك(Trancik)فضاهاي باز شهري رابه دودسته كلي سخت فضاونرم فضاتقسيم مي كند.سخت فضابه آن دسته از فضاهااطلاق مي شودكه عملكرداصلي آنهادورهم جمع شدن وفعاليتهاي اجتماعي است درمقابل نرم فضاهاباعناصرطبيعي تعريف مي شوندوعملافرصتهايي رابراي استراحات، خلوت ودوري ازمحيط مصنوع دراختيارشهروندان قرارمي دهند.امروزه اكثرطرحهاي  شهري فاقدسخت فضاهستند.اساسافضاهايي محدودوشكيل باكرانهاي قابل ادراك وداراي مقياس انساني جزوفضاهاي فراموش شده هستندوچون اين فضاهابستروقوع حيات جمعي براي شهروندان هستندفقدان آنهادرواقع فقدان حيات جمعي واشتراكات ذهني بين  شهروندان است واين امرباعث ازبين رفتن حس مكان مي شود.براي شكل گيري حس مكان درشهروجودسخت فضاهادرسطوح مختلف الزامي است.نكته ديگري كه همواره درطرحهابه فراموشي سپرده مي شودتوجه به حركت پياده درسطح شهراست.اين درسا همان جايي است امكان درنگ راازشهروندان سلب مي كندواين يعني ناتوان كردن فضا درايجادحس مكان وهويت.

          براي دستيابي به اين هدف (ايجادهويت درفضاهاي شهري) فضاهاو ساختمانهاي عمومي شهربايد4خصوصيت زيررادرخودداشته باشند : 

  1. فضاهاي عمومي شهربايدباگذشته وحال شهرپيوندبرقرار كرده وخصوصيات آنرادرخودمجسم سازد:راب كريردراين زمينه معتقداست كه فضاهاي قديمي رابايدازنوكشف نمود.زماني اين هدف دست يافتني مي شودكه ابتداكاركردهاي آنراارزش نهيم وبعددرمكان درست بابرخورداري مناسب آنرادرطرح كلي شهر برنامه ريزي نماييم.شهرسازان همواره وظيفه اخلاقي دارندكه خصوصيات زمان رادركارهاي خودمتجلي نمايند.
  2. فضاهاي عمومي به عنوان عناصري نمادين براي ايجادنقاط تاكيددرشهر:ازنظر كوين لينچ محيط بايدهويت قابل ادراك داشته باشد.اين نوع هويت ياحس مكان مي توانداحساس تعلق به همراه داشته باشدوميان مردم ومكانهاارتباط برقراركندو وحدت بوجودآورد.ايجادمحيط هاي متنوع امكان انتخاب افرادراازمحيط هاي خلوت تاشلوغ،محصورتاآزادوساده تاپيچيده افزايش مي دهد.
  3. شناخت فعاليتهاي مردم اتوجه به فضاوكنش انسان وكالبدساخته شده :وضوح فرم بصري وعملكردفضاموجب ادراك صحيح ازآن ودرنتيجه ارتباط مناسب مردم بافضامي گرددكه درنهايت به اهميت اجتماعي فضامي انجامد.هرگاه عملكردي بااهداف فضايي منطبق باشدفضاداراي مفهوم خواهدبود.انسان جزئي ازفضاست وباارزشهاوهنجارهابه اين فضامعنامي بخشد.الگوي روابط اجتماعي ثابت نيست وهرفضاباجايگزين شدن روابط اجتماعي خاص چهره متفاوتي به خودمي گيرد.به همين دليل بايدبه دنبال فضايي گشت كه به تغيرات سريع جامعه،تكنولوژي واقتصادپاسخگوباشد.بدين ترتيب شهرنيازمندفضاهايي است كه به طورارگانيك بازندگي قرين شود.يعني قابل انعطاف وقابل احياء باشد.
  4. تناسب شهرسازي بازمان :فضابراي اينكه بتواندارزشمندو ماندگارباشدبايدروح زمان رادرخودمجسم كند.مادرعصرعدم قطعيت زندگي مي كنيم وبسياري از  اموري كه ترديد نشدني مي نمودندامروزه موردترديدجدي قرارگرفته اند.مادر دنيايي قرار داريم كه باسرعت شتابان درحركت است.درواقع بايدچارچوب  ساختاري رابراي اين ساختمانهادرنظرگرفت كه فضاهادرآن قابل تغييرباشندودر غيراينصورت فضايي كه بتواندخودراباتغييرات سريع علم وجامعه منطبق سازد پس ازمدتي اندك كهنه مي شودو بلااستفاده باقي مي ماند.

          درخاتمه بااين جمله ازهيل بلاودراهميت فضاي مطلوب بحث رابه پايان مي رسانيم هرچندكه صحبت دراين زمينه بسياراست :

    ‹ماعمدتادرفضاهاي محصورزندگي مي كنيم.اين فضاهامحيطي راشكل مي دهندكه درآن فرهنگ مارشدمي كند...اگرآرزوداريم كه فرهنگ خودرابه سطحي بالاترارتقادهيم مجبوريم فضاي زندگي خودمان رادگرگون سازيم›

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 19:42  توسط کیانوش لاری  |