چكيده مقاله

    در اين مقاله ,هدف نگارندگان بر اين است تا ضرورت ايجاد يك نظام كارآمد در توليد مسكن را با توجه به  نياز هاي كشورمان مطرح سازد و به اين حقيقت اشاره نمايد كه توليد مسكن به صورت سنتي پاسخگوي نياز نخواهد بود . چراكه , با توجه به شرايط كشورمان و رشد بالاي جمعيت آن و كمبود شديد مسكن و منابع مالي , چاره اي جز اين نيست كه به وضعيت توليد مسكن سامان داده شود.

در اين نوشتار , ابتدا , به شرح وضعيت مسكن در گذشته و حال پرداخته , سپس  , به نيازهاي روزافزون مسكن اشاره نموده كه ابتدا , در كشورهاي صنعتي بروز كرد و آنها گرچه به حل مشكل به لحاظ كمي موفق شدند , ولي اكنون مشكل آنها حل كيفي مسأله مسكن است . آنگاه مشكل مسكن در كشورمان را مطرح نموده , سپس , با توجه به آمارهاي موجود سعي كرده است اين حقيقت را مطرح سازد كه روش سنتي توليد مسكن با وضعيت نامطلوب كنوني , پاسخگوي حجم بالاي مورد نياز كشورمان نمي باشد و تنها راه حل توليد انبوه مسكن بكارگيري روش صنعتي است .

    بخش ديگر پژوهش به مقايسه روش سنتي و صنعتي از جنبه هاي گوناگون اختصاص يافته و مزايا و معايب هريك را بر شمرده است .

   در انتها مقاله با جمع بندي مطالب  و نتيجه گيري پايان مي پذيرد .  

 

 

 

 

 

 

 

    مقدمه

    مسكن امروزي چه در سطح ملي وچه در سطح بين المللي دچار وضع بسيار بحراني است. آنچه مي‌سازيم مناسب زندگي انسان وجوابگوي مسائل متعدد آن نيست- بسيار بد مي‌سازيم و اين بدسازي را بشدت و با سرعت بيشتر وسعت مي‌دهيم.ما در حقيقت  نوعي «ديستوپي» (1)ساخته و در آن زندگي  مي‌كنيم وچنانچه وضع بهمين منوال پيش رود , مسكن انساني اعم از شهري وروستايي به مكان‌هايي به مراتب بدتر تبديل خواهد شد , تا جائي كه بقاي هستي وزندگي انساني را به مخاطره مي‌اندازد واگر چنين نبود و به فرداي بهتري اميد داشتيم , دليلي نيز نمي‌بود  تا راجع به «ديستوپي»هاي كنوني احساس نگراني داشته باشيم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    مسكن ايستا در گذشته

    آشيانه ها وپناهگاههاي بشر شايد به مدت حدود دو ميليون سال در روي زمين وجود داشته  است,  ولي فقط در مدت ده هزار سال اخير يعني در  مدت نيم درصد از كل دوره زندگي اوست كه شروع به سكني گرفتن در مساكن ثابت در روستاها نموده است. اين روستاها جوامع كوچك كشاورزي بوده كه جمعيت آنها هرگز بيش از ده هزار نفر نبوده است وشامل كلبه‌هايي بوده‌اند كه شبكه ساده اوليه راهها وهمچنين يك فضاي عمومي  بوده‌اند. اين وضع به مدت چهارهزار سال بطول انجاميد تا اولين شهرها حدود شش هزار سال پيش پديد آمدند. اين شهرها جمعيتي بيشتر داشتند همچنين خانه‌هاي بيشتر اولين شبكه راههاي منظم اين طرح شهر و اولين شبكه ساده آبرساني و فاضلاب وبطور كلي مي‌توان گفت كه فونكسيونهاي بيشتري را شامل مي‌شدند.

    مهمترين مشخصه  شهرهاي گذشته اين است كه آنها «استاتيك» بوده‌اند. بيشتر از حد معين رشد نكرده‌اند و با طبيعت  اطرافشان در يك حالت تعادل بودند. زمين- تكنولوژي- توليد- جمعيت ومسكن دريك حالت تعادل استاتيكي بودند و انسان تدريجاً خود را با آن منطبق  ساخته بود.

    به علت همين مشخصه استاتيكي، انسان مساكن خود را آنچنان خوب درك نمود وتوسعه داد كه امروزه ما كيفيتهاي آن را تحسين مي كنيم ودر هر فرصت براي ديدن خرابه‌هاي آنها مي‌شتابيم.

    انسان دوره هاي پيشين, يا خود مسكن خود را مي ساخت و يا به مدد معماران ومتخصصيني كه بعدها در اين امر متبحر شدند، اقدام به ساخت مسكن مي نمود وهمواره معمار و استفاده كننده در ارتباط با يكديگر بودند وبه اين ترتيب معمار از خواسته هاي كارفرما بطور كامل مطلع مي‌گردد وكارفرما نيز با نظرات معمار آشنا مي گشت و به اين ترتيب خانه‌اي زيبا ودر خور استفاده كننده آن ساخته مي‌شد.

    اما با وقوع انقلاب صنعتي، خصوصيت استاتيك شهرها دگرگون شد.سرعت وحركت درتمام شئون زندگي داخل شد و معماري وشهرسازي نيز از اين امر در امان نماندند.

    اين پديده ابتدا در شهرهاي كشورهاي صنعتي به منصه ظهور رسيده به سرعت در ساير كشورها نيز رسوخ كرد. رشد سريع جمعيت ومهاجرت به شهرها ونياز آنها به مسكن جديد رابطه سنتي معمار وكارفرما را دستخوش  تغيير كرد ونياز به توليد بيشتر و بيشتر به شدت احساس گرديد.

    امر توليد مسكن در غرب براي مدتي مورد بي توجهي قرار گرفت و باعث گرديد تا در شهرهاي بزرگ اروپا مانند لندن وپاريس, محلات شلوغ وپرجمعيت وكثيف , منظر شهر را دچار اغتشاش نمايد ومعضلات زيادي براي شهرهاي بزرگ به وجود آيد. اما به تدريج اروپائيان  راه حلهاي جديدي پيدا كردند و با رونق نهضت مدرنيسم توليد انبوه، ارزان، يكنواخت واستاندارد مسكن از اهميت خاصي برخودار گرديد. دولتها نيز در فاصله دو جنگ جهاني وبخصوص بعد از جنگ جهاني دوم در امر توليد مسكن سرمايه گذاريهاي هنگفتي نمودند وبا كمك بانكها، مؤسسات اعتباري ومقاطعه كاران ساختماني حجم بالايي از مسكن را توليد نمودند.

    اما حتي پس از اتمام اين اقدامات نيز مشكل مسكن به طور كامل در اين كشورها حل نگشت و به انحاء ديگر خودنمايي مي كرد ومشكلاتي نظير كيفيت يكنواخت و خسته كننده مسكنهاي ساخته شده وعدم هماهنگي آن با خواسته‌هاي مصرف كننده وهمچنين معضل بي مسكني و يا بد مسكني اقشار با درآمد پائين همچنان خودنمايي مي‌كرد.

    در اين مرحله مشكل كشورهاي پيشرفته چگونگي توليد ميزان مشخصي مسكن در سال نبود, بلكه مسئله اصلي چگونگي ايجاد تناسب ميان خواسته‌‌هاي مصرف كننده با مسكن ساخته شده بود واز طرف ديگر چگونگي توليد مسكن ارزان يا استيجاري و براي افراد با درآمد پائين بود كه البته در اين راستا به نتايج جالبي نيز دست يافتند , كه بطور خلاصه در بخشهاي بعدي گزارش به آنها اشاره خواهد شد.

 

   تاريخچه ساخت مسكن در ايران

    ساخت ساختمان ومسكن در ايران سابقه چندين هزارساله دارد ودر تمام اين دوران (البته بجز دوره هخامنشي و آن هم در ساختمان كاخهاو بناهاي باشكوه) معماران سعي مي‌نمودند تا از مصالح بومي استفاده كنند و با تجربه‌اي كه در طول ساليان دراز دراستفاده از اين مصالح بدست آوردند، توانستند كه بناهاي زيبا با فرمهاي متناسب و ايستا بسازند.

    اما با ورود مدرنيسم به كشورما، مصالح نوين جاي مصالح سنتي را گرفت، بدون اينكه تكنيك وتكنولوژي استفاده صحيح از اين مصالح بدرستي شناخته شود وبه اين ترتيب سازندگان وطراحان بنا بدون اينكه فرصت كافي در شناخت اين مصالح وفرمها وتكنيكهاي درخور اين مواد ومصالح را بدست آورند , شروع به كار با آنها نمودند. متأسفانه تا بحال نيز اين روند ادامه دارد وهنوز ما به درستي از فولاد وبتن در ساختمانسازي استفاده نمي كنيم.

    از طرف ديگر روند سنتي ارتباط معمار وكارفرما (يا مصرف كننده) دستخوش تغيير شد. به اين صورت كه در گذشته معمار و صاحب كار رابطه تنگاتنگي با هم داشتند ومعمار از نيازهاي زندگي صاحب‌كار كاملاً آگاه بود . در حاليكه بعد از ورود مدرنيسم به كشور ما ونياز به توليد بيشتر مسكن و تبديل مسكن به كالايي سودآور, اين بساز و بفروشها بودند كه امر ساخت و ساز مسكن را بدست گرفتند . بدون اينكه بدانند براي چه خانواده‌اي و با چه خصوصيات فرهنگي، اجتماعي و احياناً اقتصادي مي‌خواهند مسكن بسازند، و تنها به جنبه‌هاي  سودآوري مسكن توجه داشتند ومصرف كننده ها نيز مجبور بودند بخاطر كمبود مسكن ونبود مسكن مطلوب محصولات توليد شده توسط اين گروه سودجو را بخرد.

    اما با افزايش بيشتر تقاضا ي مسكن بخصوص در شهرهاي بزرگ و افزايش هر چه بيشتر قيمتها، دولت وقت به اين نتيجه رسيد كه نمي‌توان تعداد مسكن مورد نياز را توسط روشهاي سنتي تأمين كرد و به اين ترتيب شروع به ورود كارخانه‌هاي پيش ساخته نمود.

    "از آنجائيكه استفاده از روشهاي بناسازي صنعتي وپيش سازي ساختمان مستلزم وجود زمينه‌هاي مساعد  از نظر بناي صنعتي وتجهيزاتي و لوازم ساختماني، حمل ونقل، افراد  متخصص (كلاً نظام ساختمانسازي صنعتي) مي‌باشد. بعلت فقدان زمينه‌هاي مذكور از يكسو وتعداد كارگران ساختمان با دستمزد پائين از سوي ديگر- اولين تجربه كارخانجات قطعات پيش سازي در ايران درحدود 45 سال پيش توسط بانك ساختماني ثابت با ليسانس  كارخانه "چيدونيو"  ايتاليا براي احداث خانه‌هاي سازماني ارتش در اهواز تأسيس شد. همزمان با آن كارخانه ديگري با ليسانس كارخانه "كالاد"  فرانسه در نارمك شروع به كار نمود. اما پس از چندي هر دو كارخانه به صورت متناوب, به دلايلي تعطيل شدند يا بيشتر به توليد قطعات پيش ساخته بتني غير مرتبط با خانه سازي پرداختند.

    در سال 1340 كارخانه ديگري توسط شركت ساختماني" ريحا "  بوجود آمد كه موفقيت آميز نبود و از سال بعد همزمان با احداث مجتمعهاي عظيم صنعتي در كشور از قبيل ذوب آهن وماشين سازي، صنعتي كردن ساختمان ومتعاقب آن توجه به تقاضاي روز افزون مسكن انديشه احداث مجتمعهاي مسكوني قوت گرفت. عليرغم مشكلات موجود مؤسساتي از قبيل ذوب آهن اصفهان، ماشين سازي تبريز وپريفاب و آ.اس.پ توانستند بعنوان پيشروان اين صنعت فعاليتهايي را آغاز نمايند تعدادي از كارخانجات مذكور طي ساليان گذشته (بخصوص سالهاي پس از انقلاب) از فعاليت باز ايستاده و برخي همچنان فعال باقي مانده‌اند." (2)

    اما به نظرمي رسد كه با توجه به وضع كنوني مسكن وبرنامه‌هاي پنج ساله عمراني كه در بخش مسكن وشهرسازي به تصويب رسيده‌اند وبراي دستيابي به اهداف آنها چاره‌اي جز توليد به شكل نظام صنعتي  مسكن براي اين معضل متصور نيست.

 

    وضعيت كنوني مسكن

    "پس از بالا رفتن درآمد نفتي، فعاليتهاي خانه سازي به سرعت افزايش يافت . به اين ترتيب در حاليكه تا اوايل  دهه 50 توليدات مصالح ساختماني برا ي  مصرف كافي بوده وفقط بعضي مصالح وتجهيزات ساختماني مانند شيشه، يراق آلات، لوزام  تأسيساتي وارد مي گرديد ولي از آن پس با رشد سريع خانه سازي، كشور با كمبود سيمان مواجه گرديد و واردات آن شروع شد.

    كمبود آجر نيز با وجود فعال بودن همه كارخانجات آجركشور، مسئله ساز شد وبدليل تقاضاي زياد و قيمت آن به سرعت رو به افزايش گذاشت، همچنين دستمزد كارگران ساختماني بويژه كارگران ماهر به سرعت افزايش يافت." (3) اين روند تاكنون كم وبيش ادامه دارد ودر سالهاي 1378-1374 بدليل گراني اقلام فوق الذكر كه به گراني مسكن انجاميده وتوان محدود  خريد مسكن،باعث ركود شديد درامر ساخت مسكن شده است (اتفاقي كه از ابتداي سال 1381 تاكنون دوبار تكرار شده است . ) واين  موجب مي‌گردد تا مشكل مسكن حادتر گردد. بعلاوه اگر مسئله ركود مسكن را ناديده بگيريم، با اين تعداد كارگر ساختماني ماهر وساده ومصالح و در بهترين شرايط تنها مي‌توانيم "با روش سنتي حدود 165000 واحد مسكوني در سال بسازيم. "  (4) در حاليكه در برنامه چهارم سالانه ساخت بيش از يک ميليون واحد مسكوني پيش‌بيني شده كه تفاوت اين دو رقم بايد از روشي غير سنتي توليد مي شد .

    علاوه براين توليد سنتي يك توليد نابسامان است و با زودتر شروع شدن زمستان در يك سال نرخ توليد پايين خواهد آمد ودر بسياري از مناطق امكان كار ساختماني در آن فصول وجود نخواهد داشت. علاوه بر اين , در فصولي كه شرايط جوي براي كار ساختماني مساعد است, بدليل اينكه شغل دوم اغلب كارگرهاي ساختماني كشاورزي است با كمبود كارگر ساختماني مواجه ميشويم. به عبارت بهتر در فصول كم كاري مازاد كارگر خواهيم داشت ودر فصول كار، با كمبود كارگر ساختماني مواجه خواهيم شد. همين روند در توليد مصالح وغيره و غيره  وجود دارد.

    البته دلايل ديگري نيز وجوددارد كه توليد نظام يافته صنعتي رابر توليد سنتي مسكن ارجح مي كند ,  كه در ذيل به توضيح آنها پرداخته خواهد شد.

 

   مزاياي توليد نظام يافته صنعتي بر توليد سنتي

    " براساس آمار وبررسيهاي انجام شده براي ساخت يك متر مربع زيربناي ساختمانهاي مسكوني با روشهاي سنتي ومتداول در كشور به 14 ساعت كار كارگر ساده و17 ساعت كار كارگر نيمه متخصص ومتخصص احتياج است. اگر روزهاي مناسب كار در سال را (با احتساب تعطيلات،مرخصي ساليانه وعوامل جوي) 274 روز در نظر بگيريم واين كارگر در روز بتواند 8 ساعت كار مفيد انجام دهد، در شرايط ايده‌آل 2192 ساعت كار انجام شده كه برابر با نيروي انساني ساخت 72 متر مربع زيربنا ويا معادل با 4/3 يك واحد مسكوني 100 متري خواهد بود.

   به عبارت ديگر با روشهاي متداول, بطور متوسط يك كارگر ساختماني قادر است در سال تنها يك  واحد مسكوني كوچك توليد نمايد. در اين‌صورت ضرورت استفاده هر چه بيشتر از نيروي ماشين بجاي نيروي انساني در ساختمان سازي احساس مي‌شود. استفاده هر چه بيشتر از ماشين درتوليد  مسكن علاوه بر اينكه سرعت ونظم ساختمان سازي  را بالا مي‌برد امكان كنترل كيفيت را در توليد كارخانه افزايش داده وتخصص نيروي انساني دست اندركار در اين زمينه  را بالا مي‌برد.

    از نظر اقتصادي بدليل جلوگيري از هدر رفتن مصالح به صرفه وصلاح مي‌باشد وامكان كار در تمام روزهاي سال اعم از سرما و گرما را ميسر مي‌سازد. و با تنظيم برنامه مناسب حتي تا سه شيفت كاري مي‌توان از كارخانه مورد نظر بهره‌برداري كرد.

    اما اين صنعت عليرغم پيشينه دراز مدتي كه در كشور ما دارد، برخلاف ديگر كشورهاي پيشرفته ويا در حال پيشرفت، نقش پررنگي را در برنامه  مسكن سازي كشور ايفا نكرده و توليد صنعتي ساختمان از ديدگاه مجريان طرحها ومصرف كنندگان هنوز جايگاه شايسته خود را بدست نيآورده است.دلايل متعددي براي اين واكنش وجود دارد. (5) كه به صورت  فهرست وار به آنها اشاره مي‌شود.

1- تقليل يافتن قيمتها در روشهاي پيش سازي بخاطر وجود عواملي از قبيل مكانيزاسيون ووجود تشكيلات  منظم آنها مي‌باشد. در صورت عدم  وجود يك برنامه ريزي صحيح، امتياز تقليل قيمت‌ها ديگر وجود نخواهد داشت وبنابراين يك كارخانه پيش سازي بهتر است وجود نداشته باشد, تا اينكه بصورت ناقص وبدون دقت و برنامه‌هاي حساب شده  فعاليت نمايد.

2- چون قسمت اعظم كارها در كارخانه صورت مي‌گيرد،هرگونه كنترل وسرپرستي ساده‌تر انجام گرفته و بازده كارگران نيز افزايش مي يابد . و به همان نسبت مخارج متفرقه وثابت كارگاه ساختماني تقليل يافته و تأثير عوامل جوي سرما وگرما وشب وروز نيز بر قسمت اعظم كار كه در كارخانجات، محفوظ وسرپوشيده انجام گرفته است بي اثر خواهد بود.اجراي هر يك از برنامه‌ها بستگي به وجود يك تشكيلات مرتب ومجهز ودرك توليد صنعتي وتسلسل فعاليتها دارد ودر صورت  عدم وجود چنين دركي نمي‌توان از اين مزيت توليد صنعتي استفاده مطلوب بعمل آورد ,كه متأسفانه در بيشتر كارخانه‌هاي توليد صنعتي مااين فهم ودرك وجود ندارد.

3 - پيش سازي  قطعات ساختماني در كارخانه داراي آنچنان دقت و نظم صنعتي مي گرددكه امكان انجام آن در كارگاههاي سنتي بندرت يافته مي‌شود.كنترل كيفيت در كارخانه انجام مي‌گيرد  وقطعات مورد نظر قبل از نصب مورد بررسي قرار مي‌گيرند.

   دقت وتوجهي  كه در توليد هر يك از قطعات ويا در نصب شبكه‌هاي تأسيساتي بكار مي‌رود وسهولتي كه در تعميرات وتغييرات وتوسعه‌هاي بعدي فراهم مي‌آيد از خصوصيات بارز اين توليدات صنعتي ساختمان مي باشد.

عدم توجه به اين خصيصه در كارگاههاي صنعتي كشورمان از كيفيت كاسته وفرآورده‌ها را به صورت متداول درمي‌آورد.

4 – "شكل گيري صنعت پيش ساخته در ايران با وارد كردن اولين كارخانه توليد قطعات پيش ساخته تاكنون همواره بصورت صنعتي وابسته بوده وكارشناسان ومتخصصين ايراني در طراحي وايجاد سيستم پيش ساخته مداخله بنيادي نداشته وسيستمي كاملاً منطبق با مقتضيات اقليمي ومصالح در دسترس ارائه نگرديده است.

5 -  فراواني وارزاني مقاطع فولادي در گذشته ونيز سادگي ساختمانسازي بااستفاده از اسكلت فولادي واز سوي ديگر پيچيده بودن نسبي صنعت ساختمان سازي پيش ساخته ونيز عدم پاسخگويي سيستمهاي موجود پيش سازي به نيازهاي مسكوني شهرهاي كم جمعيت وروستاها كه بخش عمده‌اي از جمعيت ونيازهاي كشور را تشكيل مي دهند, موجب گرديده كه صنعت پيش سازي ساختمانهاي بتني نتوانند با اجراي فولادي سازه ها وساختمانها رقابت كند وجايگاه مناسب خويش را در صنعت ساختمان سازي كشور پيدا نمايد.

6 -  عايق‌بنديهاي حرارتي وبرودتي، رطوبتي، صدا و مقاومت در مقابل آتش سوزي سازه‌هاي پيش ساخته در اكثر واحدهاي توليدي يا اصلاً مورد توجه قرار نگرفته وعمل نمي‌شود ويا برمبناي طرح اوليه وبا توجه به نيازهاي كشور ارائه دهنده سيستم صورت مي گيرد، به عبارت ديگر به مسائل خاص هر اقليم در استفاده مناسب  از يك سيستم پيش ساخته توجه نمي‌گردد.

7 -  اتصالات سازه‌هاي بتني پيش ساخته كه از مهمترين مسائل اينگونه سازه ها بشمار مي آيند,  در محاسبات سازه ها مورد توجه خاصي قرار نگرفته وبه شكل مناسب در طراحي واجرا عملكرد ندارد. همچنين اطلاعات ومدارك كافي جهت چگونگي انجام اتصالات مناسب به ويژه در سيستمهاي باز به مصرف كنندگان ارائه نمي‌گردد.

8 -  نقشه‌هاي معماري, توليدات كارخانجات پيش ساخته بر اساس نيازهاي ساكنين كشورهاي صادركننده تكنولوژي تهيه گرديده وعيناً وبدون توجه به شرايط زيست ونحوه زندگي ونيازها و روحيات ومقتضيات اقليمي مردم ايران كپي و توليد گرديده است. لذا يك واكنش منفي در استفاده كنندگان از اين معماري وارداتي ايجاد گرديده و بجاي اشتياق،يك اجبار در استفاده را تداعي مي نمايد.

9 -  بي توجهي در امر برنامه ريزي وتهيه مواد اوليه و لوازم يدكي كارخانه ونقصان گردش كاري سيستم توليد باعث مي‌گردد, كه در بسياري از موارد خط توليد قطع ويا با راندمان كمتر از حد اسمي كار نمايد. در نتيجه فرآورده هاي كارخانه گران تر از حد پيش‌بيني شده در مي آيد وقدرت رقابت با سازه‌هاي سنتي را از  دست مي‌دهد". (6)

10 -  ارائه يارانه هاي پنهان به روشهاي سنتي توليد مصالح مانند سوخت و و همچنين پائين بودن دستمزد كارگران شاغل در اين بخش وهمچنين عدم كنترل روي مصالح بكار گرفته شده در اين بخش باعث ارازان تر شدن محصول توليدي در اين بخش نسبت به توليد صنعتي گرديده است.

11 - عدم وجود روابط صحيح بين سه ركن اصلي در تجارت خانه سازي كه عبارتند از مشتري، سازنده وطراح (معمار) كه هميشه با هم خواهند بود. ولي بنظر مي رسد كه اين روابط آنها را مجبور نميكند از روي اصول ساختمانسازي كنند. براي اينكه مشتري هميشه به اقتصادي بودن فكر مي كند, سازنده ، ساده بودن تكنولوژي را مي پسندد و آرشيتكت بايد درخواست هر دو را برآورده كند,  واين باعث مي‌گردد تا از تكنولوژي پيشرفته كمتر استفاده گردد.

12 – "صنعتي شدن به مفهوم واقعي آن و در هماهنگي با يك ديدگاه فراگير اعمال نگرديده وتوليدات صنعتي از يك نظام واحد تبعيت نمي نمايد, تنها در برخي از سيستمها از اندازه هاي ثابت درتوليد بعضي از قطعات استفاده مي‌شود. اين عدم توجه بخصوص در سيستم هاي صنعتي  نقصانهاي زيادي را موجب گرديده است". (7)

    در يك تفكر صنعتي بايد به شيوه‌اي عمل نمود كه توليدات مشابه بتوانند  با يكديگر همخواني داشته باشد. همانطوريكه استاندارد وسايل الكتريكي باعث شده كه هر لامپ روشنايي به هر سرپيچي بخورد، بايد توليدات پيش ساخته كارخانجات هم بصورتي استاندارد گردند كه كاشي هر كارخانه‌اي بتوانند پوشش كامل وبدون نياز به شكستن را به ديوارها وجدا كننده‌ها بدهد. طراحي پنجره ها بايد به صورتي باشد كه جام شيشه بدون نياز به دور ريز مورد استفاده قرار گيرد.

    جدا كننده هاي داخلي ويا ديوارهاي خارجي يك كارخانه ساخت قطعات پيش ساخته بايد بدون نياز به تغييرات كارگاهي وسيع با سقف وستون و يا راه پله ساخته شده در كارخانه پيش ساخته ديگر هماهنگي داشته باشند.

    فضاهاي داخلي به ترتيبي اندازه گيري گردند كه وسايل وتجهيزاتي همانند كابينت آشپزخانه، درها، پنجره‌ها و وان حمام –كه به صورت انبوه توليد صنعتي شده  و آماده نصب در ساختمانهاي مسكوني كه با سيستمهاي پيش ساخته مختلف احداث ميگردند- باشند. به عبارت بهتر توليد صنعتي فراگير تنها با هماهنگي ابعاد توليدات امكان پذير است.

    هماهنگي ابعاد عبارت است از تنظيم ساختمان به منظور تقليل عددي وبعدي قطعات ساختمان وامكان قرار دادن آنها در كنار يكديگر, بدون اينكه  نيازي به اندازه نمودن ومتناسب كردن قطعات در محل كارگاه باشد.

    هماهنگي زماني حاصل مي‌گردد كه ابعاد تمام قطعات و خود ساختمان مضرب يا كسري از  يك اندازه  استاندارد وتوافق شده باشند. به اين اندازه كه پايه سنجش وقياس تمام ابعاد قرار مي گيرد.  مدول يا پيمون گفته مي‌شود. (كه البته در معماري سنتي ما نيز سابقه دارد.)

    تاكنون تعداد قريب به اتفاق كشورهاي صنعتي وبعضي از كشورهاي درحال توسعه اندازه مدول وقوانين و آئين نامه‌هاي اجباري و يا تشويقي مورد نياز خود را در اين مورد وضع نموده‌اند. كشورما نيز بعنوان يك كشور متحول و در حال حركت به سوي پيشرفتهاي صنعتي وعضوي از خانواده صنعتي جهان وبه منظور رفع قسمتي از تنگناهاي كمبود مسكن خود لازم است,  استانداردهاي صنعتي ساختمان سازي توسط جامعه بين المللي را تا آنجا كه  مغاير با شرايط ومقتضيات كشور نباشد بپذيرد.

    اين اندازه كه اساس كليه حركات بعدي در صنعت ساختمان سازي وتوليد مسكن دركشور خواهد بود , مي بايستي  كاملاً مورد بررسي قرار گرفته و بعد از رعايت كليه جوانب كار, ابتدا بصورت استاندارد تشويقي وسپس استاندارد اجباري مورد عمل قرار گيرد.

    پس اگر موراد بالا مورد توجه  قرار گيرد وموانع موجود بر سر راه توليد نظام يافته صنعتي برداشته شود اين نوع توليد مسكن نه تنها قدرت رقابت با توليد سنتي را پيدا خواهد كرد , بلكه ميزان مورد نياز مسكن توليدي از اين روش قابل حصول خواهد بود.

    اگر به مقايسه دقيقتر اين دو روش (توليد صنعتي وسنتي) از جنبه‌هاي گوناگون بپردازيم بدون شك به مزاياي آن پي خواهيم برد. در جدول صفحه بعد بصورت فهرست وار اين دو روش با هم مقايسه شده‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 جدول 1 – مقايسه دو روش توليد نظام يافته صنعتي و توليد سنتي ساختمان از ابعاد گوناگون

موارد مقايسه

اجراي سنتي

اجراي نظام يافته صنعتي

 

 

 

 

 

 

1- مصالح

1- در اجراي سنتي دور ريز مصالح زياد است.

2- شرايط براي عمل آوردن مصالح با كيفيت, معمولاً مهيا نيست.

3-  ساخت ساختمانهاي بلند با آنها مشكلات زيادي در پي خواهد داشت, يا اصلاً امكان پذير نيست.

4-در ايران بدليل استفاده زياد از آجر مقدار زيادي از خاك زراعي تبديل به آجر مي‌شود, كه با توجه به شرايط موجود امري قابل قبول نيست.

5- فصلي بودن كار كارخانه‌هاي توليد مصالح ساختماني سنتي خود مشكلي در جهت ساخت وساز سريع و بموقع ساختمان مي باشد.

1- از نظر ميزان توليد با توجه به كارخانه‌هاي تأسيس شده مشكل عمده‌اي وجود ندارد.

2- در روش صنعتي حداقل ضايعات مصالح را داريم.

3- كيفيت مصالح و اجرا در اين روش بديلل كنترلهاي مكرر تقريباً تضمين شده است.

4-  مصالح بكارگرفته شده در اين روش معمولاً قابليت ايجاد ساختمانهاي گوناگون ومنتوع را چه در سطح وچه در ارتفاع فراهم مي‌آورند.

5- بيان خاستگاههاي هنري در اين روش امكان بيشتري دارد.

 

 

 

 

 

 

2- بازده كاري

1-محدوديت بازده كار كارگري.

(مقدار كار كارگري براي توليد يك متر مربع زير بنا در روش سنتي 30-33 ساعت مي باشد)

2-استفاده از نيروي غير متخصص در امور ساختماني.

3- با پايان كار ويا فرا رسيدن فصول سرد كارگران اخراج و بيكار ميشوند.

4- همزماني فصول كار (فصل كار، فصل كاشت ودرو) از بازده كار كارگري در بخش ساختمان مي كاهد.

1-بازده كار كارگري نسبت به روش سنتي بالاتر است . (مقدار كار كارگري مستقيم ووابسته براي  يك متر مربع حدود 13 ساعت است.)

2- تجربه كاري با محدود ساختن تعداد كارگران قابل انتقال است.

3-حدود 80% كار را ماشين انجام مي‌دهد وبهره‌كشي از نيروي انساني كاهش مي يابد.

4-امكان استفاده از نيروي كار در تمام طول سال.

موارد مقايسه

اجراي سنتي

اجراي نظام يافته صنعتي

 

 

 

 

3- قبول خطرات براي پيمانكار وكارفرما

 

1- تغييرات شرايط آب وهواي

ي ومحدوديت زمان اجرا ميزان ريسك رابالا مي برد.

2- تغييرات حق بيمه وماليات و قانون كار با تعداد بيشتر كارگر تشديد مي‌شود.

3- بروز حوادث وخطرات كارگاهي براي تعداد بيشتر كارگر زيادتر است.

4- طولاني شدن مدت اتمام هر پروژه اثرات مخرب تورم و گراني را بر محصول  تمام شده (يعني ساختمان) افزايش مي‌دهد وبازگشت سرمايه طولاني‌تر مي‌گردد

1-تغييرات شرايط آب وهوايي كمترين محدوديت رابراي روشهاي صنعتي ايجاد مي كند.

2- تغييرات حق بيمه وماليات وقانون كار بر تعداد كمتر كارگر اثرات محدودتري دارد.

3- بروز حوادث كارگاهي  بدليل رعايت ضوابط وتعداد كمتر كارگر وبكارگيري ماشين كاهش مي‌يابد.

4-تنظيم شتاب سرمايه گذاري وبازده سرمايه گذاري در اين روش دقيقتر است و برنامه‌ريزي در اين موارد نيز امكان پذيرتر است.

 

 

4- حمل ونقل وذخيره (دپو) مصالح

 

 

 

 

1-حمل ونقل مصالح سنتي معمولاً با ضايعات فراوان همراه است. (مثل حمل آجر يا بلوكهاي سفالي و..)

2- دپو مصالح سنتي در سايت معمولاً سطح زيادي را به خود اختصاص مي‌دهد.

3- حمل ونقل اغلب مصالح سنتي نياز به دقت ووقت چنداني ندارد, ومعمولاً به تجهيزات بخصوصي نيز وابسته نيست.

 

 

 

 

 

1-حمل ونقل پيش ساخته داراي كمترين ضايعات است.

2-در مواردي, چون محوطه براي تجهيز كارگاه نداريم. پيش سازي وحمل ونقل موردي آن به  محل اجرا ,تنها راه حل است.

3-حمل ونقل قطعات پيش ساخته معمولاً نيازمند دقت وتجهيزات خاصي است.

 

موارد مقايسه

اجراي سنتي

اجراي نظام يافته صنعتي

 

 

 

5- كيفيت كار

1-عدم يقيين به كار پيمانكار.

2- عدم دقت وظرافت كار با تكيه بر نيروي انساني.

3- عدم مكان كنترل مصالح بكار گرفته

شده و عمل آمده در هنگام اجراو تخريب يا اغماض اشتباهات پيش آمده در هنگام اجرا.

1-مقاومت نهايي مطلوب در موقع بهره برداري.

2-زيبايي كار وعدم نياز به پوشاندن كاذب كار.

3- ايجاد سازه‌هايي محكم وبا مقاومت بالا وبا دوام.

4- امكان كنترل كيفيت قطعات پيش از كارگزاري آنها.

 

 

 

6- تأمين نيروي كار

1-اداره تعداد زياد نيروي كار انساني بسيار مشكل است (چه به لحاظ مديريت و آموزش وچه به لحاظ تداركات و غيره).

2- با تكيه بر نيروي انساني نمي توان جدول زماني دقيق (C.P.M) نوشت.

3- استفاده غير صحيح وناعادلانه از نيروي كار بشري.

1-استفاده از روشهاي صنعتي هماهنگ با وضعيت صنعت كشور خودمان واستفاده متناسب از نيروي انسان و ماشين.

2- امكان تهيه برنامه زمان بندي دقيقتر نسبت به روش سنتي.

3- امكان آموزش و مديريت بهتر نيروي انساني.

 

 

 

 

7- تأمين حجم كار

1-حجم كار توسط انسان بسيار كمتر از ماشين است.

2- ايجاد نظم وسيستم در كارگاه سنتي مشكل تر وتداخل كارها باعث كاهش حجم كار مي‌شود.

3-براي توليد يك متر مربع زير بنادر ايران حدود 30 تا 35 ساعت كاركارگري نياز است.

1-در روش صنعتي حجم كار ماشين خيلي بيشتر از حجم كار انسان است.

2- ايجاد نظم وسيستم در كارگاه امكان پذير است و راندمان بالا خواهد رفت.

3-براي توليد يك متر مربع زيربنا در حدود 13 ساعت كار كارگري مستقيم ووابسته مورد نياز است.

8- بهاي تمام شده

1-ركود سرمايه گذاري در روش سنتي بيشتر است.

2- آثار تورم به علت طولاني شدن  مدت ساخت و ساز تأثير بيشتري دارند.

3-در روش سنتي شتاب سرمايه گذاري كمتر است.

1-ركود سرمايه‌گذاري در روش صنعتي كمتر است.

2- آثار تورمي بعلت سرعت در ساخت وساز  تأثير كمتري روي قيمت تمام شده دارند.

3-شتاب سرمايه گذاري در اين روش بيشتر از روش سنتي است.

 

 

نمودار  1-  در صورت برابري حجم سرمايه گذاري S1= S2 .

 ولي چون همواره در يك سيستم  نظام يافته صنعتي ساختمان حدود 25% الي 35%  ارزان تر از روش سنتي تمام مي‌شود ,پس هميشه S1<=S2 .

 

 

    پس با توجه به موارد مقايسه شده در جدول بالا وبا توجه به نياز مملكت به توليد بيشتر  مسكن چاره‌اي جز استفاده از روشهاي  توليد صنعتي باقي  نمي ماند. اما اين استفاده بايد آگاهانه و  از سرهوشياري و شناخت باشد وبا شرايط  كشور ما و سطح صنعتي وتوان صنعتي مملكت ما هماهنگ باشد تا به قول  معروف از چاله به چاه نيفتيم وبه عبارت بهتر, بايد اين توليد صنعتي سامان يافته Organize و نظم يافته Systematic باشد.

    رشد سالانه در حجم ساخت در مقايسه با مقدار زماني كه براي توليد صرف مي‌گردد، اندك مي باشد. دلايل بيشماري را براي پائين بودن بهره وري در اين صنعت  ميتوان برشمرد، منجمله مشخصات خاص پروژه‌هاي ساختماني وعوامل غير قابل پيش‌بيني نظير شرايط جوي،  مصالح ومواد اوليه، تورم وبطور كلي منحصربودن پروژه‌هاي ساختماني به كار كارگري . هر چه دليل پائين بودن بهره‌وري در ساخت باشد، چه بصورت عوامل غير قابل كنترل ويا به صورت عمدي و از روي بي‌توجهي، اين وضع اثرات زيان باري براي تمام افرادي كه درگير اجراي پروژه  مي باشند، دربر دارد. كارفرمايان،طراحان، پيمانكاران ونيروي انساني ودر مواردي جامعه بطور كل از پائين بودن بهره وري ضررهاي جبران ناپذيري متحمل مي گردند.

    از طرف ديگر كمبود منابع مالي و مشكلات تجهيز وتأمين آن،  عدم وجود زيرساخت صنعت ساختمان، دگرگونيهاي متداول پارامترهاي اقتصادي خود از عوامل بازدارنده نظام توليد انبوه مسكن مي باشند.

    "در مورد مسكن لازمه يك سياست واحد بنيادي وپويا تدوين برنامه‌ريزي توليد انبوه مسكن است. براي تحقق اين برنامه نقش انبوه سازان مشخص مي‌گردد,  كه مي توانند با بهر وري از امكانات و تسهيلات دولت مديريت وتشكيلات  منسجمي را ايجاد نمايند, كه عوامل مختلف توليد مسكن شامل، تجهيزات و تأمين  منابع، تكنولوژي ساخت وگروه هاي طراحي واجرايي را گرد هم آورد.

    اين نحوه عملكرد باعث شكل گرفتن اجزاء مختلف نظام توليد مسكن مي‌گردد، ثبات اين سياست، مؤسسات اقتصادي و بانكها را در تجهيز  منابع  مالي در روند مستمر قرار مي‌دهد. تعاونيها با تكيه بر برنامه‌اي روشن به شكل پذيريهاي جديد اجتماعي- اقتصادي دست مييابند و مديريت  وتشكيلات انبوه سازان را با يك نظام مدرن وتوليدي  راههاي جديد در پيدا كردن بازدهي سريع سرمايه را تجربه مي كنند.

    پيوند اجزاء اين مجموعه با يكديگر همان نظام توليد مسكن است  كه مي تواند جوابگوي نيازهاي مسكن جامعه ما باشد." (8)   

نتيجه‌گيري

    به اين ترتيب براي رسيدن به اهداف برنامه مصوب در زمينه توليد مسکن ضروري است با توجه به شرايط كشورمان ورشد بالاي جمعيت در آن و كمبود شديد مسكن ومنابع مالي به وضعيت توليد مسكن  از طريق توليد انبوه مسکن ،سامان لازم داده شود ودر قالب يك نظام كارا به توليد مسكن با كيفيت مطلوب بپردازيم و براي ايجاد چنين نظامي نيز بايد حركتي بنيادي در عرصه ساخت و ساز وطراحي در بخش ساختمان صورت گيرد واين جز با  عنايت به الزامات توليد صنعتی مسکن امکان پذير نيست وبا ادامه روند  ساخت وساز سنتي جز ايجاد شهرهاي آشفته و بد (Dystopia) راه به جايي نمي‌بريم وعلاوه بر اين امكان ايجاد مسكن به تعداد مورد نياز حتي با كيفيت بد را هم نخواهيم داشت.در حاليكه نظام توليد صنعتي يك نظام كارآ (9) است ومي تواند به نيازهاي ما به خوبي جوابگو باشد.

  

 

 

 

 

 

    پانوشتها

1-     اعتصام ,دكتر ايرج ، مقدمه‌اي بر علم مسكن، نشريه داخلي بانك رهني ايران، تهران , مرداد 1351.

2-     جهانگيري , مهندس محمد ، بهينه سازي صنعت پيش ساخته در ايران، مجموعه مقالات سمينار مسكن، 1374.

3-     حسين نيا , مهندس ماهدخت ، ارزيابي روشهاي صنعتي توليد مسكن در ايران، مجموعه مقالات سمينار مسكن، تهران , 1374.

4-     مجابي , دكتر شمس الدين ، جزوه درسي روشهاي توليد صنعتي، دانشگاه تهران، دانشكده هنرهاي زيبا, تهران, بي تا .

5-     سرابندي , مهندس بهروز ، تكنولوژي ساخت مسكن، مجموعه مقالات سمينار مسكن، تهران ,  1374.

6-     سرابندي , مهندس بهروز ، تكنولوژي ساخت مسكن، مجموعه مقالات سمينار مسكن، تهران ,  1374.

7-     سرابندي , مهندس بهروز ، تكنولوژي ساخت مسكن، مجموعه مقالات سمينار مسكن، تهران ,  1374.

8-     گروه تحقيقات انبوه سازان اسكان، نظام توليد مسكن، مجموعه مقالات سمينار مسكن،تهران ,  1374 .

9-     ويژگيهاي يك نظام كارا:

1-        داراي اجزاء متناسب باشد (در كار ساختمان- مدولار باشد).

2-         اجزاء نظام سازگار باشند Compatible.

3-         بايد هدفدار باشد (داراي رشته منطقي تفكر باشد).

4-         امكان پيگيري روند در طول زمان و مكان وجود داشته باشد.

5-         امكان مداخله در روند در هر مرحله وجود داشته باشد.

6-         امكان حذف خطا بدون شروع مجدد روند و بدون توقف آن وجود داشته باشد.

7-         بايد از امنيت لازم برخودار باشد.

8-         يك نظام نبايد بدون آلترناتيو باشد (نظامي كه آلكترناتيوهاي خود را از بين مي برد, محكوم به فنا است. )

نظام توليد صنعتي  خصوصيات يك نظام كارا را دارد. در حاليكه نظام توليد سنتي فاقد اين ويژگي است.

 

منابع و مآخذ

1-   اعتصام ,دكتر ايرج ، مقدمه‌اي بر علم مسكن، نشريه داخلي بانك رهني ايران، تهران , مرداد 1351.

2-   مجابي , دكتر شمس الدين ، جزوه درسي روشهاي توليد صنعتي، دانشگاه تهران، دانشكده هنرهاي زيبا, تهران, بي تا .

3-   وزارت مسكن و شهرسازي , مجموعه مقالات سمينار مسكن , تهران , 1374 .

4-   وزارت مسكن و شهرسازي , مجموعه مقالات دومين جشنواره مهندسي ساختمان (مسكن بهينه), تهران , 1378 .

5-   هابراكن وديگران، ترجمه : فريديان , گل آرا – يزدخواستي , ناصر,  گونه گونيها در خانه سازي ، مركز نشر دانشگاهي، تهران , 1367 .

6-   مقالات استخراج شده از سايت housing.com  www.google/.http://